الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

387

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

فرمود و در پاسخ كسى كه گفته بود : « فرزدق سرايندهء بدكار و بىپروائى است » ، فرمود : ان خير مالك ما وقيت به عرضك : « بهترين ثروت تو ثروتى است كه به وسيلهء آن از آبروى خودت نگهدارى نمائى » و مؤيد آن است كه رسول اكرم ( ص ) كعب بن زهير را مورد توجه قرار داد و فرمان داد تا با پرداخت عطيه به عباس بن مرداس دهان او را از ياوه‌سرائى ببندند و فرمود : اقطعوا لسانه : « به او عطيه دهيد تا در نتيجه زبان ياوه‌گويش بريده شود » . مؤلف گويد : از ظاهر تقرير امام عليه السّلام استفاده مىشود كه فرزدق از نظر آن حضرت ناپسند بوده است . نجاشى در رجال خود گويد « * » . . . مشهور آن است كه فرزدق ، قصيده معروفش را در روزگار عبد الملك و در مقام ستايش از حضرت على بن الحسين عليه السّلام سروده است . و از كتاب المقتل الصغير سيد صفى الدّين مذكور استفاده مىشود كه فرزدق چكامهء خود را در مدح حضرت امام حسين عليه السّلام سروده است « * * » . سيد شاه فتح اللّه كبير شيرازى حسينى نگارندهء حواشى بر حاشيه قديمى جلالى است . وى فاضلى دانشور و متكلمى

--> ( * ) نجاشى دربارهء فرزدق مطلبى ارائه نكرده است تنها در ضمن احوال ابراهيم بن ابى البلاد مىنويسد ابو البلاد مرد نابينائى و در عين حال راوى اشعار بود و فرزدق در حق او گفته است : « يا لهف نفسى على عينيك من رجل » - م . ( * * ) كشى در رجال خود مىنويسد : ابو فراس فرزدق بن غالب سراينده‌اى بنام ؛ سپس به سند خود نقل كرده است هشام بن عبد الملك در روزگار خلافت عبد الملك به حج بيت اللّه رفت در هنگام طواف خانه خدا تصميم داشت استلام حجر نمايد از ازدحام جمعيت قادر به استلام نبود شاميها او را بر كرسى نشانيدند و اطراف خانه طواف دادند در اين حال حضرت على بن الحسين كه به پيراهن و ردائى آراسته و چهره‌اش از همگان زيباتر و بوى خوشش مشامها را روح تازه‌اى داده بود و اثر سجده بر پيشانى مباركش ظاهر بود وارد حرم شده و به طواف پرداخت و هنگامى كه به حجر نزديك شد مردم از هيبت آن حضرت از كنار حجر دور شده تا حضرت با كمال آرامى به استلام حجر مشغول شد اين پيش‌آمد بر هشام گران -